۲.رویای شیرین...

خرید بک لینک
حالش خوب نیست. خیلی ناراحتم و دلواپس.دلم طاقت نداره.فقط یه بار رفتم دیدنش. با معرفی عمه و عمو منو شناخت. خمشدم دست چروک و کبود شده از تزریقش رو بوسیدم. پیشونیشرو بوسیدم. چشماشو نیمه باز کرد و انگشتامو ۲.رویای شیرین......

ما را در سایت ۲.رویای شیرین... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 2:44

این روزا زیاد به گذشته ها فکر میکنم.به بیست سال پیش.

به وقتایی که هنوز یه دختر نو جوون و شاداب بودم. به روزایی که

تمام فکر و ذکرم درس و کتاب و پچ پچ های دخترونه و رقصیدن

با دختر همسایه بود. روزایی که هنوز بکر بودم.

روحم ...قلبم...احساسم...

روزایی که نفهمیدم چی شد . یهو به خودم اومدم دیدم افتادم

وسط معرکه. معرکه عشق....

چه روزایی بود...چه رویاهایی داشتم...چه کابوسی می بینم...

۲.رویای شیرین......

ما را در سایت ۲.رویای شیرین... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 2:44

امن تر از آغوش تو جایی رو سراغ ندارم خدا ، بغلم کن...

دلم برای نوازش دستهات تنگ شده.

برای حرفهات که آرومم کنه.

برای حضوری که توی زندگیم حسش کنم.

بغلم کن خدا....

۲.رویای شیرین......

ما را در سایت ۲.رویای شیرین... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 2:44

من صبورم

اما

آه ، این بغض گران صبر چه می داند چیست ؟!!

۲.رویای شیرین......

ما را در سایت ۲.رویای شیرین... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 2:44

صفحه بندی